آمار

1018451
امروزامروز171
دیروزدیروز1461
این هفتهاین هفته3338
این ماهاین ماه23001
تا کنونتا کنون1018451
آی پی شما54.227.104.53


تحلیل رفتگی شغلی یاBURNOUT

تحلیل رفتگی شغلی

 

تحلیل‌رفتگی شغلی حالت خستگی مفرط احساسی و جسمیه. معمولا اون رو با سه بُعد خستگی مفرط، بدبینی و عدم بهره‌وری شناسایی میکنن. به طور مشخص‎تر، فرد دچار تحلیل‌رفتگی شغلی، علائم زیر رو داره:

 

احساس میکنه که هر روز در کار، روز بدیه؛
اغلب احساس خستگی مفرط داره؛
اشتیاقی به کارش نداره یا حتی کارش براش افسرده‌کننده است؛
احساس میکنه مسئولیت‌هاش بیش از تواناییاشه؛
به راه‌های گریز مثل مصرف الکل یا سکس پناه میبره؛
در مقابل دیگران صبرش کمتر میشه؛
در مورد زندگی یا کار احساس ناامیدی میکنه؛

علائم فیزیکی بروز میکنن؛ مثل درد در قفسه سینه، کم آوردن نفس، بی‌خوابی و تپش قلب.

مراحل 12 گانه‌ای که فرد طی میکنه تا به تحلیل‌رفتگی شغلی برسه معولا به شرح زیره؛ البته ترتیبشون الزاما به این شکل نیست:

احساس اضطرار به اثبات خود، شروع با انگیزه‌ی بیش از حد

کار کردن بیش از حد توان و پذیرش مسئولیت‌های اضافی برای اینکه ثابت بشه وجودشون جدا نیازه، در جایگاه شغلی که معمولا از اول مناسبشون نبوده

فراموش کردن نیازهای دیگه در زندگی، شامل خواب کافی، تغذیه سالم، دیدار دوستان و ورزش

بروز علائم اولیه. البته در این مرحله ریشه‌ی مشکلات رو نمیپذیرن، فقط متوجه میشن که یه جای کار ایراد داره

بازبینی ارزش‌ها؛ انزوا، پرهیز از درگیری و انکار نیازهای فیزیکی اولیه، سیستم ارزشی‌شونو تغییر میده. چیزهای مهمی مثل تفریحات و دوستان بی‌اهمیت میشن. تنها ملاک ارزش‌گذاری خودشون رو شغلشون قرار میدن. بی‌احساس میشن.

انکار مشکلاتی که به وجود میان؛ عدم تحمل، دیدگاه منفی نسبت به همکاران، غیرقابل تحمل شدن تعاملات اجتماعی و بدبینی. مشکلاتشون رو ناشی از فشار کاری میدونن نه تغییراتی که کردن.

چشم‌پوشی‌ها؛ به حداقل رسوندن روابط اجتماعی، احساس ناامیدی و سرگردونی کردن، پناه بردن به راه‌های فرار مثل الکل و مواد مخدر

تغییر محسوس رفتار؛ اطرافیان دیگه نمیتونن تغییرات این افراد رو نادیده بگیرن. فرد، ترسو، خجالتی یا بی‌احساس میشه و احساس بی‌ارزشی میکنه

مسخ شخصیت؛ فرد، نه خودش  و نه اطرافیانش رو باارزش نمیبینه، به نیازهاش توجه نداره، بازه‌ی زمانی دیدش محدود به زمان حال میشه، به یه موجود مکانیکی تبدیل میشه

تهی شدن درون؛ پوچی اوج میگیره، در فرار از این وضعیت به  پرخوری، مصرف الکل و مواد مخدر پناه میبرن.

افسردگی؛ در این مرحله سندروم تحلیل‌رفتگی شغلی معادل افسردگی میشه. افراد بی‌تفاوت، ناامید و بیش از حد خسته هستن. زندگی معناش رو از دست میده.

سندروم تحلیل‌رفتگی شغلی؛ فروپاشی احساسی و جسمی؛ نیاز فوری به مراقبت‌های پزشکی. تقریبا تمام قربانیان تحلیل‌رفتگی شغلی در این مرحله به خودکشی به عنوان راهی برای فرار از وضعیتشون فکر میکنن. .

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.