آمار

1184900
امروزامروز715
دیروزدیروز1436
این هفتهاین هفته7374
این ماهاین ماه21753
تا کنونتا کنون1184900
آی پی شما54.198.104.202

آموزش لهجه اصفهانی

 

1479761718-3423 (1)

 

Image result for ‫لهجه اصفهانی‬‎

لهجه اصفهانی یکی از لهجه‌های زبان پارسی است. فارسی اصفهانی لهجه‌ای از فارسی استاندارد (معیار) است که با آن تفاوت‌های آوایی، واژگانی و گهگاه ساخت‌واژه‌ای دارد. تفاوت لهجه اصفهانی با دیگر لهجه‌های زبان پارسی، هم در زیر و زبر آوایش واژه‌ها می‌باشد، و هم در آهنگ ادای جمله‌ها است. در لهجه‌ی اصفهانی، واژه‌هایی نیز بکار می‌رود که در دیگر لهجه‌ها کمتر بکار می‌روند و یا فراموش شده‌اند.

 

آموزش دستور زبان اصفهانی

1- مضاف و موصوف همیشه «ی» می‌گیرد
مثال:
درِ باغ ---» دری باغ
گل قشنگ  ---» گلی قشنگ
آدم خوب  ---» آدمی خُب

2- «د» ما قبل ساکن قلب به «ت» می‌شود
مثال:
پراید  ---» پرایت
آرد  ---» آرت
کارد  ---» کارت
دختر ---» دُختر

3- واو ساکن آخر کلمه قلب به «ب» می‌شود
مثال:
گاو  ---» گاب

4-اصولاً در هر کجا که فتحه قشنگ باشد کسره بکار می‌رود و هر کجا که کسره کلمه را زیبا می‌کند فتحه بکار میرود!
مثال برای فتحه:
اَز ---» اِز
قفَس  ---» قفِس
اَزَش  ---» اِزِش
بِزَن  ---» بِزِن
مثال برای کسره:
اِمروز ---» اَمروز
جمعِه ---» جمعَه
سِفید ---» سَفید (سیفید)
حِیفِ ---» حَیف
فِشار ---» فَشار

5- صدای « اُ » هیچ جایگاهی نداشته و به «او» تبدیل می‌شود.
مثال:
شما ---» شوما
کجا ---» کوجا
چادر ---» چادور

نکته: در مورد کلمه «پس»؛ اغلب "س" آن حذف مي‌شود. 
کجايين پس ؟ ---» کوجاين پَ ؟
پس تو کجايي ؟ ---» پَ تو کوجاي ؟
پس کجایید؟ ---»  پَ کوجایْن؟
پس چرا نمی‌آیی؟ ---» پَ چرا نیمییَیْ؟

6- حرف «و» در قالب حرف ربطی به «آ» تبدیل می‌شود
مثال:
من و تو و حسن ---» منا تو آ حسن

7- اصولا خود « آ » به عنوان یک حرف ربط به کار می‌رود
مثال:
من هسم، آ بابامم حسن
گل و بلبل و سنبل ---» گلا بلبلا سنبل
خوبی و بدی ---» خُبیا بدی
شیرین و فرهاد ---» شیرینا فرهاد
* درضمن حرف « آ » به معنای «به علاوه» هم به کار می‌رود
مثال:
5+4+3  ---» 5 آ 4 آ 3

8- حرف « ه » در لهجه اصفهانی حذف شده!
مثال:
بچه‌ها  ---» بِچا
گربه‌ها  ---» گربا
می‌جهد  ---» میجد
تبصره1: حرف «ه» در آخر افعال به «د» ساکن بدل مي‌شود.
مثال:
بره ---» برد
بشه ---» بشد
تبصره2: «ه» (جایی که به معنای «است» بکار رود) به «ي» تبديل مي‌شود:
بهتر ---» بيتِرِس
سر راهي  ---» سري رايِس
* مواقعی که «ه» به «ش» تبديل مي‌شود:
مثال:
بهش ميگم ---» بشش ميگم
* مواقعی که « ه » به « و » بدل مي‌شود.
مثال:
ما هم مي‌آييم  ---» ما وَم ميَيم
نكته: به غير اول شخص مفرد حروف « خوا » به « خ » تبديل مي‌شود
مثال:
مي‌خواهي  ---» مي‌خَي

9- در برخي افعال حرف « ي » به « اوي » تبديل مي‌شود!
مثال:
مي‌شنوي  ---» ميشنُوی
ميگي  ---» ميگوی

10- اگر حرف اول كلمه «ب» يا «ن» باشد و حرف سوم « ي »، يك « ي » بعد از « ب » يا « ن » اضافه می‌شود
مثال:
بگير ---» بيگير
بشين  ---» بيشين
بريز  ---» بيريز
ببين  ---» بيبين

11- «و» ما قبل «ي» به «ف»
مثال :
ديوار ---> ديفال

تبصره : در لهجه‌های سوپر اصفهانی «د» به «ز» تبديل مي‌شود
مثال:
گنبد ---> گنبِز

12- گاهی برای تاکید بر انجام کاری از دِ استفاده می‌شود:
دِ بیا دِ
دِ برو دِ
دِ پَ چرا نیمیای؟
دِ جَل باش دِ

نکته: نوع دیگر تاکید امر، با افزودن یا به کارواژه امر، ایجاد می‌شود: 
بُخوریا، بسونیا، بوگویا

13- شناسهٔ واژه دوم جمع، در بیشتر موارد " این in" است
رفتید ---> رَفدین
گفتید ---> گفدین
می‌رَوید ---> می‌رین
می‌گویید ---> می‌گویْن miguːyn

14- گاهی حرف «ر» تبدیل به «ل» می‌شود.
بلگ ---> برگ
قیل ---> قیر
مالمالی ---> مارمولک.

15- در برخی موارد حرف «ژ» به «ج» تبديل مي‌شود.
مثال‌:
ماساژ ---> ماساج
پاساژ ---> پاساج


برخی نسبت‌های فامیلی:

بُسوره: پدر زن یا پدر شوهر

خارسو: مادر شوهر یا مادر زن.

همریش: باجناق

یاد: جاری. نسبت همسر دو برادر


چند اسم با تلفظ اصفهانی:

مُژدوا: مجتبی

حَسِجّلال: حاج سید جلال (قاعده ادغام بنیادی).

حَج مَن باقر: حاج محمد باقر

حَج مَن دَسن: حاج محمد حسن

حَبّاد: حبیب آباد. مکانی نزدیک اصفهان. قاعده اضمحلال 5 حرف در یک تشدید


چند لغت و اصطلاح اصفهاني

چُماله: مُچاله تهرونی

آونگون: آویزون

بولونی: خمره. گاهی جهت ابراز محبت به دیگران هم به کار میزود. مثال: بولونی پَ کوجای پَ؟ (معادل عبارت"پس کجایی عزیزم؟").

بلکی: شاید

چرکوندِی: همان چرک و کثیف است که بار تنفری زیادتری دارد. مثال: دِ آره دِ جونم مرگ شده با یه زا لباسی چرکوندی اومِده بود.

دَمادولا: نزدیکی‌ها. مثال: لباسا من کوجاس؟ -همین دمادولاس

چوری: جوجه

ورمالید: رفت. مثال: چوریا ورمالیدن تو سیبه. یعنی جوجه‌ها داخل بن‌بست رفتند. مثال: وَرپِریده پاچاشا ورمالیدس. یه اصطلاحیه در مورد شلوارای برمودا

مادی: جوی آب. در اصفهان مواقعی که از واژه مادی استفاده نمیشود از واژه «جوق» یا «جوقچی» استفاده می‌شود.

سَکاسینه: سر و سینه با هم. سکا سینِم گرفتس.

سَکاصورت: صورت

ناقولوسی: نای و یا همان خرخره. مثال: اتوبوسِ تا تو ناقولوسیش پر کردس.

سمسوری: طالبی

بُندرتخت: پا تختی (مراسم روز عروسی)

چِمچِمال: آماده لبریز شدن ، پُر.  
مثال: هوا چمچمالس: آماده بارش. 
طرف چمچمالس: مظطرب و آماده طغیان
دلم انقلابِس: همون تو دلم چمچماله یا وضعیت مزاجیم خوب نیست.

دلمالِش: یه نوع خاصی از حالات نامساعد مزاجی

یه زا: یه مشت، یک عده . مثال: یه زا آدمی بی معنی

گوترِی: بدون نظم

الحدگی: از روی عمد (alhadeghi)

توتولی: زگیل. 

آکله: خوره. مثال: اِلای آکِله بیگیری: یعنی الهی مرض خوره بگیری.

پُکیدن: ترکیدن. مثال: الای بُپُکی: الهی بترکی (معمولا به شخص گفته می‌شود که پرخوری کرده باشد)

جَخ: تازه مثال: من جَخ رسيدم (که در بعضي موارد با هم بکار مي‌رود ---> من جَخ تازه رسيدم )

کلمه سيزده که "سينزَ " تلفظ مي شود و نوزده که "نونزَ " و دوازده که "دوازَ" خوانده مي‌شود.

فعل «اِسِدم» به معنای «گرفتم» (ستاندن). صرف آن به شرح زير است:
اِسِدم - اِسِدي - اِسِد -اِسِديم - اِسِديد - اِسِدند

جل باش: "عجله کن" (زود باش) که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بين رفته است.

غِلاغ: کلاغ 

دُكان(مغازه): دُکون

تُریدن: چرخ خوردن

چزوندن: چزاندن (زخم زبان زدن). مثال: آدِما می‌چِزونِد. یعنی به آدم، زخم زبان می‌زند

درا پیش کردن: در را کامل نبستن

لووه زِدِس: التماس کرده

گوسولدن: گوسلیدن، گسلاندن (پاره کردن)
گوسوختن: گسیختن

خِف افتادِس: گیر کرده

کُچه زِدِس: جوانه زده، رشد کردده

چوقولی کردن (chogholi): بدی کسی را به دیگری گفتن. مثلا به بچه‌ای شیطونی میکنه میگن: خره حالا باباد که اومِد چوقولیدا بِش میکونم!

یه کُپه وخت: زمان زیاد

سَتمه خوردن: زحمِت کشیدن

بیبین کارادا: معمولا زمانی گفته می‌شود که شخصی کاری را درست انجام ندهد یا خرابکاری کند.


مراحلی تعجبی یك اصفانی:

ﭼﯿﻄﻮ مِگه؟
حضرتباسی؟
جونی ننِد؟
برا ﭼﯽ ﭼﯽ؟
ﺧﺪﺍ ﻭﮐﯿﻠﯽ؟
جونی دوتای؟
ﻧﺎﻣﻮسن؟
ﻧﻪ آمو؟ (آمو: عمو)
ﺑﺮﻭ كِه‌كِه خوری نكون! (غلط زیادی نکن)
ﺁﻣﻮ ﻓﯿﻠﻤﻤﻮن نكون!


چند اصطلاح پیچیده:

ازتسمسش (eztesmeshes): اصطلاح یک مکانیک اصفهانی زمانیکه تسمه ماشین ایراد فنی دارد.

پکوکومنکو (pakookoomankoo): جمله‌ی یک اصفانی اصیل سری سفره برا خوردنی کوکو!

پَ یالین سِسا: پس زود باشین ساعت سه شده دیر شد.

آدُووندَندِدون (adovoondandedoon):  پرسش یک مادر اصفانی از پسر سربازش: "آیا شما را وادار به دویدن کردند؟"

اِز نِیشِسّاوا : جمله‌ی یک اصفانیه اصیل زمانیکه قلیونش خوب کام نمیده و مشکل از نی قلیونشه!

چَند مِگِس مِگِه؟! : تعجب یک اصفهانی از حجم فلش مموری!

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم.