به ایده نگاه کنید و از خودتان بپرسید که چگونه می توانید آن را به یک آگهی بزرگ تبدیل کنید که هم تاثیرگذار باشد و هم از سادگی لازم بهره مند. واقعا چگونه می توانید ایده های بزرگ را از اطراف خود استخراج کنید. اگر ساختار و شکل ایده را درک کرده باشید، ممکن است احساس کنید که ایده مقدار اندکی از جادوی خود را از دست داده است. اما به عبارتی دیگر شما یک ابزار ارزشمند به دست آورده اید که بدانید چگونه از این ساختار بهره ببرید. در ادامه 9 نکته ی مهم را بررسی می کنیم که به شما کمک می کنند تا آگهی ها را درک کنید و ساختار آنان را به راحتی تجزیه و تحلیل نمایید. البته هر 9 مورد در همه ی آگهی ها یکجا جمع نمی شوند، اما دانستن آن ها برای هر فرد حرفه ای در حوزه تبلیغات لازم خواهد بود. با استاندارد قرار دادن این اصول از مواجهه با شرایط جدید یا اجرایی کردن ایده های نو، ترس و واهمه نخواهید داشت. به یاد داشته باشید که تمامی اصول و تکنیک های ارائه شده در این مقاله قابلیت اجرایی دارند و توسط افراد حرفه ای به کار گرفته شده اند و مدل های تئوریک صرف نیستند.

 

Related image

1-هدف

ملزومات آن چیست؟

هدف هر تبلیغ باید توسط یک جمله در چند ثانیه به راحتی بیان شود (این هدف شامل استراتژی و پیام آن هم می شود). نکته ی مهم در این بخش آن است که داشتن هدف مشخص و صریح همچون نقطه ی کانونی است که به افراد گروه در یافتن ایده ها کمک می نماید و از بیراهه رفتن جلوگیری می کند.

 

2-استراتژی

چگونه باید درباره ی آن فکر کنیم؟

تجزیه و تحلیل بیش از هزاران فعالیت و کار تبلیغاتی نشان می دهد که افراد حرفه ای از چیزی در حدود 40 استراتژی خلاقانه تبلیغاتی استفاده می کنند. نگریستن دقیق به آگهی های موفق راه را برای یافتن استراتژی های خلاقانه به کار گرفته، آن ها را در زمینه های مختلف افزایش دهید.

 

3-محدوده کاری

چگونه ساختار ایده، کارایی می یابد؟

هنگامی که ساختار و استخوان بندی ایده را به خوبی درک کرده اید، تحقق ایده سازی ناب برای شما محتمل تر خواهد بود. البته این به معنای تغییر ندادن اجزای ایده نیست، اما کلیت ساختار می تواند تغییر محسوسی نکند. وقتی از یک ساختار برای تبلیغات محصولات مختلف استفاده می کنید ممکن است فکر کنید که ایده ی مذکور جادوی خود را از دست داده، اما هنگامی که ساختار ساده ای کاملا از کار افتاده است، به همان اندازه می تواند بستر فوق العاده ای برای راه حل های جدید باشد. (استفاده از یک ساختار قدیمی، هزاران بار استفاده شده و کاملا تکراری، اما به صورت هوشمندانه و در یک استراتژی هدفمند می توانید به ساختن ایده ای بکر منجر شود).

 

4-محدوده های جستجو

در چه جاهای دیگری می توان به دنبال ایده گشت؟

تجربه نشان می دهد که منبع اصلی ایده یابی در دایره ای به مرکزیت خود موضوع است. برای مثال، فرض کنید که می خواهید یک موتور مسابقه ای را تبلیغ کنید. موتور و اجزای آن، لباس موتور سوار، صحنه ی برنده شدن و عبور از خط پایان، جایگاه برنده ی مسابقه موتورسواری، گروه موتورسواران و … هریک می تواند ایده ای برای تبلیغات مد نظر باشد. برای ایده یابی باید به تمامی حواشی موضوع توجه شود. در مرحله ی بعد می توان حواشی دورتر موضوع یا ارتباط آن با عناصر دیگر فیزیکی یا مفهومی (سرعت، اسب بخار، سفر و …) را بررسی کرد.

 

5-زاویه ی دید

به کجا باید بنگریم؟

هر آگهی با توجه به موضوع، زاویه ی دیدی مختص به خود دارد. اگر زاویه ی دید را تغییر دهید، به نوعی راه را برای خلق ایده های نو باز کرده اید. برای مثال، فکر کنید که مردم پیش از ورود محصول چگونه با مشکلشان مقابله می کرده اند یا این که پس از استفاده از آن چه شرایطی به وجود می آید و یا برای مثال، تبلیغ را از دل محصول به مخاطب نشان دهید. چگونگی برخورد زنان و مردان را در ارتباط با محصول نشان دهید و یا محصول را از زاویه ای غیرمعمول به نمایش بگذارید؛ محصول را از دید بسته بندی، مخاطبان اصلی، حیوانات یا بچه ها، مردم کوچه و خیابان، افراد بی خانمان یا حتی از دید فروشنده ی مغازه بنگرید.

 

6-بازه ی زمانی

آگهی چه بازه ی زمانی را شامل می شود؟

تبلیغ از دو نظر حاوی پیام هایی در چهارچوب شرایط زمانی است. یکی از این شرایط زمانی مختص به فرآیند بازاریابی محصول است. باید بدانید که محصول در چه دوره ی زمانی از عمر خود قرار دارد. آیا تازه وارد است؟ آیا 10 سال است که فعالیت می کند؟ آیا مشتریان پر و پا قرص دارد؟ آیا در دوره ی بلوغ فعالیت خود است؟ و یا در دوره ی افول و نیاز به بازاریابی دارد؟ هر کدام از این پرسش ها پاسخ های مختص به خود را خواهند داشت. بازه ی دوم زمانی مربوط به فرآیند تولید محصول است. شما باید تمام عناصر تولید را در زمان های مختلف در نظر بگیرید. برای مثال، برای تبلیغ یک چیپس تند، برداشت سیب زمینی از مزارع، بسته بندی آن ها، انتقال به کارخانه، انجام گرفتن عملیات مختلف بر روی سیب زمینی، انتقال به فروشگاه ها، خرید توسط مشتری و استفاده در منزل، زمان های مختلف فرآیند ایده یابی جهت تبلیغ می باشند که هر کدام پتانسیل ایده را خواهند داشت. حال نظر شماست که کدام بازه ی زمانی را انتخاب کنید.

 

7-حواس

آیا ایده می تواند به حواس دیگر نیز منتقل شود؟

بسیاری از تبلیغات فقط به جنبه های بصری توجه دارند و از سایر حواس پنج گانه هیچ استفاده ای نمی کنند. سعی کنید در تبلیغات خود به گونه ای حس های دیگر را نیز برانگیزید و یا به جنبه های دیگر تبلیغات یا بازخورد های حسی متفاوت بیندیشید. برای مثال، یک مزه ی خوب را می توانید از طریق صدا بشناسانید یا یک موبایل را از طریق بوی متفاوت در یک فروشگاه عرضه نمایید.

 

8-رسانه

ایده ی مذکور در کدام رسانه کارایی دارد؟

بسیاری از ایده ها آزاد خلق می شوند، اما با گرفتار شدن در برخی رسانه ها قابلیت خود را در رسانه های دیگر از دست می دهند. از خود بپرسید آیا این ایده می تواند در رسانه ای دیگر کاربرد بهتری داشته باشد؟ در اینترنت، رادیو، روزنامه، پست مستقیم یا حتی بر روی اتوبوس شهری؟

 

9-اجرا

آیا فرم و محتوا با یکدیگر همخوانی دارند؟

گاهی یک اجرای ضعیف، ایده ی فوق العاده ای را به یک تکه زباله تبدیل می کند و گاه برعکس، ایده ای معمولی با اجرایی فوق العاده به نمونه ای بدیع بدل می شود. از خود بپرسید که محتوای ایده ی مذکور با ماهیت اجرایی گروه اجرا به خوبی هماهنگ شده است یا نه و آیا گروه مذکور توانسته به یک خوانش منطقی از هدف و ایده برسد؟ البته گروه هنری اجرا معمولا قابلیت همکاری در فرآیند ایده یابی را نیز دارد، پس اعضای گروه هنری می توانند از ابتدا با گروه همکاری کنند و در کلیت ماجرا نقش مهمی متقبل شوند.

 

لینک کوتاه: goo.gl/JAKU4t